تبليغاتX
چه اسان میشود از یادها رفت
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 21:55

من همیشه گفتم این انقلاب باید به وقوع میپیوست. باید به وقوع میپیوست تا حکومت پهلوی سقوط کند. حکومتی که ایران با عظمت و با شکوه در دوران قاجار را به یک مشت ویرانه تبدیل کرد.

ویرانه ای که قویترین اقتصاد اسیا و یکی از قویترین اقتصادهای جهان را داشت. ویرانه ای که ارتش چهارم جهان را در اختیار داشت. ویرانه ای که امار بیکاری در ان اصلا وجود نداشت و حدود ۵/۱ میلیون خارجی در ایران کار میکردند. ویرانه ای که مردمانش بدون ویزا به همه ی دنیا میرفتند و تمام دنیا جلوی مردمان ان ویرانه تعظیم میکردند در حالی که امروز ایرانی هسته ای را به هیچ کجا راه نمیدهند اگر هم بدهند با توهین امیز ترین رفتار.

باید انقلاب میشد. چون زمان شاه فُساد اخلاق وجود داشت.

زمان شاه اسلام ناب محمدی نبود.

باید انقلاب میشد. تا ملت ما همه ی این چیزها را داشته باشند.

باید انقلاب میشد تا ملت بفهمند سرما در زمستان یعنی چه.

میباست میفهمیدند گران شدن چندین برابری سیب زمینی یعنی چه. میفهمیدند کمبود بنزین یعنی چه. میفهمیدند که در قرن ۲۱ و در سال ۲۰۰۸ دنیا با کمک دانشمندان ایرانی به فکر زندگی در فضا است و ایران اسلامی به فکر تامین اب شرب بهداشتی یا تامین گاز است. باید انقلاب میشد تا معنای تورم را بفهمند. بفهمند که یک کشور ۷۰۰۰ ساله با اینهمه منابع و ثروتهای خدادادی میتواند از گاز و بنزین گرفته تا پودر لباس شویی کمبود داشته باشد.

باید انقلاب میشد تا ملت بفهمند ازادی یعنی چه. بفهمند جوانی را چگونه میتوان با قانون اسلامی به جرم بالا بردن پیراهن خونی دوستش به ۱۵ سال حبس زیر شکنجه محکوم کنند. باید انقلاب میشد تا ایران نیز گورستان دسته جمعی برای ازادی خواهان داشته باشد. باید انقلاب میشد تا ملت ایران همچون سال ۶۷ از کشتار صدها هزار هموطن بگرید. باید انقلاب میشد تا خلیج فارس به خلیج دوستی تغییر نام دهد. باید انقلاب میشد تا دریای مازندران را از ما بیگرند. باید انقلاب میشد تا بفهمیم ایران بدون جزایر سه گانه چه شکلی دارد. باید میفهمیدیم شط العرب مال ایران نیست.

باید میفهمیدیم. ولی هنوز هم نفهمیدیم. و به خاطر همین نفهمی دنیا در عجب است.

 باید میفهمیدیم که اخوند و حکومت اخوند یعنی چه.


نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لینک |
دوشنبه هشتم بهمن 1386 14:41
سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه

نوشته شده توسط رضا | موضوع: | لینک |